امروز :
یکشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۶
::
10 جماد ثاني 1439
::
Feb-25-2018

ایرانیوز

بازتاب آخرین اخبار ایران و جهان

( منابع : خبرگزاری ها و سایت های معتبر ) درباره ما - تماس با ما - Webmaster

جدیدترین عناوین گروه ها :

آشنایی با تعریف انواع هوش/ از هوش معنوی تا هوش بین فردی

آشنایی با تعریف انواع هوش/ از هوش معنوی تا هوش بین فردی

انواع مختلف هوش شامل هوش کلامی، فضایی، هنری، زبانی، وجودی ـ مذهبی، حسی، قدرتی، جسمانی، میان‎فردی، هوش طبیعت گرا، درون فردی، موسیقیایی و هوش ریاضی و منطقی است.

به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس در (ترمینولوژی) آموزش و پرورش در تعریف واژه اقتصاد/Economic آمده است: علم اداره منابع و امکانات با استفاده از اصول اقتصادی، بررسی ماهیت و منابع تحصیل ثروت ملل از طریق قوانین تولید، توزیع و هر عمل یا کاری که با ایجاد مطلوبیت یا خدمت برای رفع نیازمندی‌ها و حوائج مادی بشری سر و‌کار داشته باشد، به گونه‎ای که از میزان مشخصی از منابع حداکثر رضایت کسب شود یا اینکه میزان مشخصی از رضایت از کمترین مقدار منابع موجود به‌دست آید.

در حقیقت علم اقتصاد می‌کوشد تا نشان دهد چطور می‌توان با کمترین منابع و حداقل سعی و تلاش، بیشترین محصول را تولید کردن؛ به صورتی که رضایت و نیازهای افراد و جامعه برطرف شود. اقتصاد متشکل از دو زیر بخش اساسی است که عبارتند از بخش تولید و بخش توزیع. بخش اول، محصول (کالا و خدمات) مورد‌نیاز بشر را تولید می‌کند و بخش دوم محصول را به متقاضیان می‌رساند تا نیازهای خود را رفع کنند. اغلب، مصرف را نیز بخشی از فعالیت‌های اقتصادی قلمداد می‌کنند.

علم اقتصاد، بررسی روش‌هایی است که برای به‌کار بردن منابع کمیاب و تولید کالاها و خدمات در طی زمان و همچنین توزیع کالاها و خدمات بین افراد و گروه‌های جامعه و تأمین نیازها و مصارف در زمان حال و آینده، انتخاب می‌کند. یعنی استفاده از حداقل منابع در کوتاه‌ترین زمان ممکن و تولید حداکثر محصول با بالاترین کیفیت.

از ریشه قصد و به‎معنی انجام فعالیت‌هایی برای رفع نیازهای زندگی و یکی از معانی آن میانه روی و پرهیز از افراط و تفریط در هر کاری است، میانه روی کردن، میانه روی در هر کار، به‌اندازه خرج کردن، میانه راه رفتن، میانه نگاه داشتن، رعایت اعتدال در دخل و خرج، مجازاً صرفه جویی.

اقتصاد آموزش‌ و‌ پرورش/Economics of Education: شاخه مهمی از اقتصاد نظری و ترکیبی است از کلمه‌های «اقتصاد» و «آموزش‌ و‌ پرورش» که نحوه تخصیص منابع به فعالیت‌ها و مؤسّسات آموزشی، کاربرد علم اقتصاد در نظام آموزش‌ و‌ پرورش و نیز بررسی فواید و نتایج حاصل از آن به افراد و جامعه را مورد مطالعه قرار می‌دهد؛ این رشته علمی همچنین، مطالعه اقتصاد منابع انسانی و برنامه‌ریزی آموزشی مورد‌نیاز اهداف ویژه اقتصادی مرتبط با سرمایه‌گذاری، منابع و مصارف نظام‌های آموزشی و رشد اقتصادی را در بر می‌گیرد و از آنجا که در پی شناخت مسائل اقتصادی آموزش‌ و‌ پرورش و بهبود کارایی نظام آموزشی است، یکی از رشته‌های «علوم تربیتی» نیز محسوب می‎شود.

برنامه سنجش سلامتی و آمادگی تحصیلی/Health Assessment Program and School Readiness: برنامه کشوری که از طریق آن هر ساله نوآموزان آماده ورود به دبستان، با ابزارهای استاندارد در ابعاد مختلف حسی، جسمی، هوشی و رفتاری در دو مرحله غربالگری و تخصصی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و نسبت به تعیین جایگاه آموزشی آنها اقدام می‎شود.

کاربست یافته‌های پژوهشی/Implementation of research finding n: فرآیند اطلاع‌رسانی لازم و تبدیل اولویت‌های پژوهشی به محصول پژوهشی و یافته‌های معتبر و قابل استناد، بر اساس نیازسنجی از واحدهای ذیربط، به گونه‌ای که در نهایت با حفظ معیارهای علمی و روش شناختی، بازخورد آن در اختیار کارفرما قرار گیرد و مدیران از یافته‌های پژوهشی مطلع شده و آنها را عملاً در فرآیند تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری(بررسی و تصویب موضوعات و اجرای مطلوب مأموریت های سازمانی) به‌کار گیرند. به عبارت دیگر، فرآیند به‌کارگیری و استفاده مؤثر از یافته‌های پژوهشی در برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری، مدیریّت برنامه و انجام خدمات به‌وسیله کاربر پژوهش.

مخفف به‌کاربستن، بستن، استعمال کردن، عمل کردن، اجرا کردن، اعمال کردن، بهره‌گیری از یافته‌های پژوهشی.

کانون‌های فرهنگی و تربیتی دانش‌آموزی/Cultural and Educational Centre: مراکز دانش‌آموزی و واحد سازمانی حقیقی خارج از مدرسه که با اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی، ادبی، هنری، ورزشی، اجتماعی، علمی و مهارتی برای رشد و شکوفایی استعدادهای دانش‌آموزان و کمک به تحقق اهداف نظام تعلیم‌ و‌ تربیت در سراسر کشور تشکیل می‎شود‏.

مراکز یا محل گردآمدن گروهی از دانش‌آموزان با هدف خاص؛ انجمن‌های دانش‌آموزی

مدیریّت آموزشیEducational Management/Administration: فرآیند برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل منابع در موقعیّتی سازمان‌یافته برای هماهنگی و هدایت امور در جهت هدف‌های معینی در محیط‌های آموزشی و به‌کارگیری مهارت‌های علمی، فنی و هنری، برای فراهم آوردن زمینه‌های انگیزش و رشد با تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی معلّمان، دانش‌آموزان و کارکنان برای تحقق هدف‌های تعلیم‌ و‌ تربیت.

هوش/Intelligence: مجموعه‌ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌های یادگیری، گرفتن آگاهی‌ها برای رویارویی با محیط یا اندیشیدن به‌صورت انتزاعی، توانایی فهمیدن یا مواجهه آگاهانه و فعّال با موقعیّت‏‌های تازه، نسبتاً تازه یا دشوار، آمادگی ذهن برای پردازش داده‌های حسی یا دریافت آگاهی از جهان پیرامون، یک استعداد کلی برای درک جهان، سازگاری که باید آن را در موقعیّت‏های عینی، ملموس و عملی و در دنیای اجتماعی دید و کاربرد مهارت‌های لازم برای سازگاری با نیازهای فرهنگ و محیط فرد، درک موقعیّت‌های جدید و بر خورد صحیح با موقعیّت‌ها که با استفاده از آزمون‌های معتبر (آزمون‌های هوش)، از حالت کیفی به کمی تبدیل می‎شود.

به اعتقاد روان‌شناسان تربیتی، هوش کیفیّتی است که سبب موفقیت تحصیلی می‎شود و از این رو یک نوع استعداد تحصیلی به شمار می‌رود. متداول‌ترین تعریف هوش «شایستگی و استعداد یادگیری افراد» است که در بیان روزمره، شخص با هوش با صفت‌هایی مانند دقیق، زیرک، تیزبین، برجسته، مستعد، مبتکر و مانند این‌ها توصیف و بر عکس شخص کم‎هوش؛ صفت‌هایی مانند کند، دیرآموز، کودن و غیره مشخّص می‎شود.

توانایی ذهنی برای انجام هرنوع فعالیت منطقی، زیرکی، آگاهی، فراست، عقل فرد، فهم و شعور.

هوش انتزاعی مجرد/Abstract Intelligence: استعداد یا توانایی به‌کار بردن کلمات، مفاهیم انتزاعی و نشانه‌ها یا رموز و علائمی‌که شامل استعداد تعمیم مهارت در تفکّر و بررسی و پرداختن به اوضاع تازه و امور لفظی می‎شود.

هوشِ بین فردی/Intelligence Interpersonal: توانایی همدلی، یعنی آگاهی، درک و ارزیابی احساسات دیگران. ارتباط بین فردی، به‎معنی ایجاد و حفظ روابط رضایت‌بخش دو طرفه، شامل ابراز و دریافت محبت است که هوش بین فردی بالاتر، مسئولیت‌پذیری اجتماعی بالاتر را هم به‌دنبال دارد.

هوش چندگانه/Multiple Intelligence: اشاره به هوش کلامی، فضایی، هنری، زبانی، وجودی- مذهبی، حسی، قدرتی، جسمانی، میان‎فردی، هوش طبیعت گرا، درون فردی، موسیقیایی و هوش ریاضی و منطقی است که توسط «هاوارد‌ گاردنر» مطرح شده است.

هوش درون فردی/Intelligence Intrapersonal: توانایی تشخیص، درک و بیان احساسات، عقاید و افکار شخصی و دفاع از حقوق فردی، به روشی غیر مخرب و رها بودن از وابستگی هیجانی که خود آگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)، جرأت (ابراز احساسات، عقاید، تفکّرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوه‌ای سازنده)، خود تنظیمی (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)، خودشکوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن) و استقلال (خود فرمانی و خود‌کنترلی در تفکّر و عمل شخص و رهایی از وابستگی هیجانی) را در بر می‌گیرد.

هوش سازمانی/Organizational Intelligence OI: توانایی کسب دانش و اطلاعات جامع از همه عواملی که بر سازمان تأثیر می‌گذارد. منظور از همه عوامل؛ یعنی اطلاعاتی که از مشتریان، ارباب‌رجوع، رقبا، محیط اقتصادی، محیط فرهنگی، فرآیندهای سازمانی (مالی، اداری، حفاظتی، تولیدی، منابع انسانی، بودجه و...) که تأثیر زیادی بر کیفیت تصمیمات مدیریّتی در سازمان می‌گذارد. هوش سازمانی شما را برای تصمیم‌گیری در همه عوامل مؤثر بر سازمان و شرکت‌ها توانمند می‌سازد.

هوش معنوی/Spiritual Intelligence SQ: توانایی فرد در کسب باورها، عقاید، ارزش‌ها و هنجارها در فعالیت‌هایی که بر عهده می‌گیرد. به عبارتی، هوشی که به‌کارها و فعالیت‌های انسان معنا و مفهوم می‌بخشد و با استفاده از آن از ارزشمندی عملکردهایش آگاه می‎شود و در می‌یابد که کدام یک از اعمال و رفتارهایش از اعتبار بیشتری برخوردار است و کدام مسیر در زندگی او بالاتر و عالی است تا آن را الگو و اسوه زندگی خود سازد و به واسطه آن به سؤال‌های خود در ارتباط با مسائل اساسی زندگی پاسخ دهد و در زندگی خود تغییراتی ایجاد کند و با توجه به جایگاه، معنا و ارزش مشکلات، به حل آنها بپردازد.

هوش هیجانی/Emotional Quotient EQ: نوعی استعداد عاطفی و مجموعه‌ای از توانایی‌های شناختی، دریافت، درک، بیان و ارزیابی دقیق احساسات و هیجانات و تنظیم آنها، به‌منظور رشد عقلانی و کسب احساساتی که تفکّر را تسهیل می‌کند. به عبارت دیگر، نوعی هوش اجتماعی و مشتمل بر توانایی کنترل هیجان‌های خود و دیگران و تمایز بین آنها و استفاده از اطلاعات برای راهبرد تفکّر و عمل است که متشکل از مؤلّفه‌های درون فردی و میان فردی گاردنر است.

هوش عاطفی و هوش احساسی

هوش‌بهر کلامی/Verbal Intelligence: یکی از معیارهای هوش که این معیار بر مبنای آزمون‌هایی قرار دارد که فقط توانایی‌های کلامی را ارزیابی می‌کند.

هوش‌بهر/Intelligence Quotient IQ: شاخص واحد روان‌شناختی که میزان هوش، تکامل ذهنی و جایگاه نسبی یک فرد در مقایسه با افراد دیگر گروه سنی خود را مشخص می‌کند. هر فرد دارای یک «سن زمانی» یا سن واقعی و یک «سن عقلی» است. سن عقلی هر فرد با متوسط توانایی‌های هوش افراد یک گروه سنی خاص برابر است. برای مثال اگر کودک شش ساله‌ای حداکثر از عهده پاسخ دادن به پرسش‌های آزمونی بر آید که بیشتر کودکان پنج ساله قادر به گذراندن آن هستند. در این‌صورت سن عقلی وی پنج سال و اگر به سؤالات هفت ساله پاسخ دهد سن عملی او هفت سال است. هوش‌بهر یک کودک سرآمد در آزمون استنفورد-بینه بالاتر از 132 است.

هوش‌بهر (بهره هوشی) از تقسیم سن عقلی، به سن تقویمی، به ماه، ضرب در صد به‌دست می آید.

انتهای پیام/

مشاهده نظرات

منبع : خبرگزاری فارس

فیلم های حوادث